دانلود فرهنگ اسامی نسخه 1

مجموعه ای از نام های نیکو و پسندیده

نرم افزار فرهنگ اسامی

نام های ایرانی
نام های ترکی
نام های کردی
نام های عربی - اسلامی

 نام های اسطوره ای

نام های لری ، گیلکی و سایر اقوام

  همراه با معنی به تفکیک جنسیت ، ریشه  و به ترتیب حروف الفبا

نکاتی در خصوص نامگذاری فرزند

حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) می فرماید: «راست ترین نام ها،نامی است گویای عبودت و بندگی باشد، بهترین نام ها نام های پیامبران است» میزان الحکمه  حدیث 8911


حتی بچه‌های سقط شده را هم نامگذاری کنید، چون در روز قیامت که مردم را به اسم می‌خوانند، بچه های سقط شده به پدرانشان اعتراض می‌کنند که چرا برای ما اسم نگذاشتید؟
مصداق این حدیث شریف نامهائی نظیر :عبدالله،عبدالرحمن،عبداللطیف که دلالت بر بندگی خداوند می نمایند می باشد و بعضی از نام های پیامبران مثل محمد، احمد، موسی، عیسی، ...

تأثیرگذاری نام مناسبت بر شخصیت و هویت افراد
انتخاب نام های بزرگان و شخصیت ها بر افراد، باعث می شود که صاحب نام احساس نوعی بزرگی و وقار در خود نماید و همرنگی خود با شخصیت مورد نظر را مضاعف نماید. این احساس روز به روز بیشتر و باعث اثرگذازی بر رفتار و گفتار او می گردد تا جائی که خود را مسئول حراست از قداست آن نام می شمارد.
رسالت والدین در تربیت صحیح فرزندان به روزی حلال،تعلیم و تربیت و ... خلاصه نمی شود بلکه انتخاب نام مناسب اولین قدم اظهار محبت آنها به فرزندشان تلقی شده که باید محقق شود .

پيامبر صلي الله عليه و آله : إنّ أوّلَ ما يَنحَلُ أحدُكُم وَلَدهُ الاِسمَ الحَسَنَ فَليُحَسِّن أحَدُكُم اسْمَ وَلَدِهِ ؛   

نخستين چيزى كه هر يك از شما به فرزندش مى بخشد ، نام نيكو است ؛پس هر يك از شما نامى نيك بر فرزندش نهد .

فهرست اسامی پسر ( شاهنامه ، زرتشتی ، ایرانی ) حرف الف

شاهنامه




آبادان : خرم و باصفا
آبتین : نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آبدوس : نام یكی از درباریان اردوان سوم اشكانی
آبستا : اوستا
آتروپات : نام والی آتروپاتن(آذرآبادگان)
آترین : نام پسر اوپدرم در زمان داریوش بزرگ
آتش : فروغ و روشنیی
آخشیج : نماد، عنصر
آدُر : آذر، آتش
آدُرباد : نام موبد موبدان دوران شاپور
آذر بُرزین : نام موبدی بوده
آذر بُرزین : نام موبدی بوده
آذریین : نام پسر آذرساسان
آذرافروز : نام پسر مهرنوش پسر اسفندیار
آذرباد : نام موبد موبدان روزگار شاپور دوم
آذربُد : نام پسر هومت كه نوشتن نامه دینكرد را به انجام رساند
آذربود : موبدی در زمان یزدگرد
آذرپَژوه : پسر آذریین پسر گستهم نویسنده كتاب گلستان دانش
آذرپناه : نام یكی از ساتراپ آذرآبادگان
آذرخش : صاعقه، برق
آذرفر : در اوستا به دارنده فرآذر
آذركیوان : از موبدان بزرگ شیراز در روزگار حافظ
آذرمهر : نام موبدی است در زمان كواد
آذرنوش : در اوستا به دوست‌دار فرهنگ
آذین : زیور، نام فرمانده لشكر بابك خرمدین
آراستی : نام عموی اشوزرتشت و پدر میدیوماه
آرتمیس : نام فرمانده نیروی درییی خشیارشاه
آرتین : نام هفتمین پادشاه ماد
آرش : پهلوان و یكی از بهترین تیراندازان یرانی
آرمان : آرزو، خواسته
آرمین : آرامش، آسودگی
آریا : اصیل و آزاد ، فرمانده ارتش یران در روزگار كورش
آریامن : نام فرمانده ناوگان خشیار شاه
آریامنش : نام پسر داریوش
آریامهر : دارنده مهر یران
آرتاباز: از نامهی برگزیده
آریوبَرزَن : دلاور و پهلوان. سردار داریوش سوم
آزاد : نام بهدینی كه در فروردین یشت ستوده شده
آزاد منش : راد، جوانمرد، دارنده خوی آزادگی
آزادمهر : از نام هی برگزیده
آژمان : بی زمان
آسا : نام پدر بهمن كه در چكامه از او یاد شده
آستیاك : نام چهارمین و آخرین پادشاه ماد
آونگ : آویخته، نگهدارنده
آویز : آویختن، نگهداری
یریك : نام نیی یازدهم اشوزرتشت
اَبدَه : بی آغاز
اَبیش : بی رنج
اپرنگ : نام پسر سام
اَپروَند : دارنده بلندی و شكوه یا فرهمند
اَپروَیژ : پیروزمند و شكست ناپذیر . نام خسرو دوم پادشاه ساسانی
اَپیوه : نام پسر كیقباد نخستین پادشاه كیانی
اَترس : دلیر، بی ترس
اَرتان : راستگو. نام پسر ویشتاسب
ارج : ارزنده. نام یكی از نیاكان اشوزرتشت
ارجاسب : اوستیی آن یعنی داری اسبان پرارزش
ارجمند : با ارزش
ارد : نام سیزدهمین پادشاه اشكانی
اردشیر : نام پادشاه هخامنشی و ساسانی
اردلان : از واژه ارد یرانی است
اردوان : در اوستا ، پشتیبان راستی و درستی است
ارژنگ : نام سالار مازندران
ارشا : راست و درست
ارشاسب : دارنده اسبهی نر
اَرشام : پسر عموی داریوش بزرگ
اَرشان : نام نیی داریوش بزرگ
ارشك : نام نخستین پادشاه اشكانی
اَرشَن : نام برادر كاووس
اروتَدنر : نام پسر میانی اشوزرتشت. فرمان گذار
اروَند : شریف- نجیب. نام پدر لهراسب
اُزیرن : گاه پسین
اسپاد : دارنده سپاه نیرومند
اسپنتمان : نام خانوادگی و یكی از نیاكان اشوزرتشت
اسپهبُد : نام پدر بزرگ خسرو انوشیروان
اسفندیار : نام پسر كی گشتاسب كیانی و برادر پشوتن
اشا : راستی ، درستی ، راه خوشبختی
اشاداد : داده پاكی و پارسیی
اشتاد : راستی
اشكان : نام سومین نیی پاكر
اُشهن : گاه سپیده دم، آغاز روشنیی
اَشوداد : نام برادر هوشنگ پیشدادی
اشوفْرَوَهَر : پاكروان
اشومنش : پاك منش
افروغ : روشنیی و فروغ. از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
افشین : نام سردار یرانی
اقاقیا : درختی با گل هی سپید
اَگومان : بی گمان
البرز : كوه بلند. نام پهلوانی است
الوند : توانا و تیزپا
امید : نام پدر آذرپات، از نویسندگان نامه دینكرد
امیدوار : نام پسر خواستان دیلمی از سرداران مازیار
اندریمان : كسی كه اندیشه اش در پی شهرت و ستیش است
اَنوش : بی مرگ. جاویدان
انوشیروان : پاكروان، پادشاه ساسانی
اَهنَوَد : رهبری و فرمانداری . نخستین بخش از سروده گات‌ها
اهورا : هستی بخش، خداوند
اوتانا : نام یكی از یاران داریوش
اَوَخشیا : بخشینده
اَوَرداد : از سرداران كورش بزرگ
اَوَركام : نام پسر داریوش هخامنشی
اورمزدیار : خدیار، یاور اهورا
اُورنگ : تخت پادشاهی . نام فرستاده پادشاه كشمیر به یمن
اُوژن : زننده و شكست دهنده دشمن
اوس : در اوستا به چم دارنده چشمه ها
اوستا : دانش، كتاب دینی
اوستانَه : نام سردار سغد در زمان هخامنشی
اوشَه : بامداد و سپیده در اوشهین گاه
اوشیدر : پروراننده قانون مقدس
یدون : ینچنین، ینگونه
یران پناه : از نام هی برگزیده
یرانپور : از نام هی برگزیده
یرانشاه : نام یكی از بزرگان یران
یرانمهر : روشنیی یران
یرج : یاری دهنده آرییی ها
یزد : ستیش و ستودن
یزدیار : یاور ستودنی
یسَدواستَر : خواستار كشتزار و آبادكننده. بزرگترین پسر اشوزرتشت